دزدی میلیاردی باند احمدی نژاد با استفاده از رانت واردات فولاد بدون گمرک

با توجه به اینکه چند وقتی است در کشور بازار افشاگری داغ است و به قول معروف مد شده است. ما هم تصمیم گرفتیم از این به بعد موارد دزدی ها و کارهای خلاف قانون سیاستمداران معروف و یا همان کله گنده ها را افشا نماییم! چون احمدی نژاد فعلا از همه بیشتر روی بورس است از او شروع میکنم. اما یک وقت فکر نکنید من هم طرفدار موسوی و کروبی و خاتمی و از این دست افراد هستم! در پست های بعدی به حساب نامبردگان هم خواهم رسید. البته اپوزوسیون خارج از کشور را هم بی نصیب نخواهم گذاشت. این ملت بدبخت ایران گیر بد آدم هایی افتاده و هر کس که در حال حاضر وارد سیاست شده یا دزد است یا قاتل و جنایتکار یا قاچاقچی یا بی لیاقت یا همه موارد. خوب حالا بریم سر اصل مطلب:

حدود 2 یا 3 سال پیش رفته بودم برای کاری به یکی از شرکتهای تولید فولاد با مالکیت خصوصی. البته ناگفته نماند مالکش هم از یکی از همین افرادوابسته به رژیم و خاندانهای مافیایی است. از در کارخانه که داخل شدم با صحنه عجیبی روبرو شدم. محصولات کارخانه را تا دم در ورودی چیده بودند و گویا هر چه تولید میکردند فروش نمیرفته و روی دستشان باد کرده بود. رفتم داخل و جلسه ای با معاون مدیر عامل آنجا داشتم. در حین جلسه متوجه شدم که از وضعیت مالیشان ناله میکند. پرسیدم قضیه چیست؟ شروع کرد به فحش دادن به احمدی نژاد! گفتم به احمدی نژاد چی کار داری؟ گفت احمدی نژاد در یکی از سفرهای استانیش به خوزستان رفته به شرکت فولاد خوزستان وآنجا اعلام کرده که وضعیت مسکن مملکت خوب نیست و مردم توانایی خرید مسکن را ندارند و گرانی است و چه و چه. بعد هم نتیجه گیری کرده که دلیلش هم قیمت بالای مصالح ساختمانی و در راس آن هم تیر آهن است. در ادامه هم گفته که دولت تصمیم گرفته که برای کاهش قیمت تیر آهن حدود 5 درصد از گمرک مربوط به واردات فولاد را کم کند. گویا در همین زمان طبق یک مورد کاملا کاملا و بازهم کاملا تصادفی یک بابایی 600 هزار تن تیر آهن از چین وارد کرده بوده و در زمان سخنرانی احمدی نژاد تیر آهن ها در گمرک بندرعباس بوده است! در نتیجه بلافاصله بعد از کم شدن عوارض گمرکی آن آقا تیر آهن های چینی را وارد بازار کرده و زیر قیمت محصول تولید داخل فروخته و این هم باعث شده که تمام کارخانه های فولاد داخلی بدبخت بشوند و فروششان به حد صفر برسد! گفتم عجب… و خلاصه جلسه ما هم به پایان رسید.

حدود یکی دو ماه بعد تلفن کردم به همین آقای معاون مدیر عامل شرکت فولاد تا راجع به کارمان صحبت کنم در ضمن پرسیدم که راستی وضعیت بازار فولاد چطور است و مشکل فروش حل شد؟ جواب داد که آره. ظاهرا 600 هزار تن فولاد چینی کلا به فروش رفته و بعد از چند وقت دولت اعلام کرده که طبق تحقیقاتی که کرده اند کاهش قیمت تیر آهن روی قیمت مسکن تاثیر نگذاشته و دوباره گمرک فولاد را به میزان قبلی برگردانده اند.

حال بیاببد یک محاسبه سر انگشتی بکنیم. قیمت فولاد در آن زمان حدود کیلویی 800 تومان بود. 5% کاهش گمرک یعنی اینکه از هر کیلو40 تومان کمتر گمرک گرفته شده که برای 600 هزار تن به رقم جالب 24 میلیارد تومان میرسیم که سود آن اقای بازرگان وارد کننده فولاد بابت پرداخت کمتر عوارض گمرکی میشود.  حالا چقدرش به احمدی نژاد که اجرا کننده اصلی این طرح زیرکانه بود، رسیده است من نمیدانم! ولی این طرح ایشان صدها میلیارد تومان به کارخانجات فولاد وطنی صدمه زد.

کتاب سفرنامه خوزستان اثر رضا شاه پهلوی

دوستان عزیز دیدند که در مطالب قبلی، من قسمتهایی از کتاب سفرنامه مازندران رضا شاه را روی وبلاگ گذاشتم. البته چون نسخه چاپی سفرنامه مازندران در اختیار من است ازاینرو هر وقت که زمان کافی داشته باشم قسمتهای جالب کتاب را تایپ میکنم و روی وبلاگ میکذارم تا خوانندگان استفاده کنند. همانطوریکه میدانید رضا شاه کتابی دیگری هم دارد به نام سفرنامه خوزستان که در سالهای نخست وزيريش نوشته و شرح چگونگی خواباندن شورش شیخ خزعل یکی از ایادی دولت انگلستان در این کتاب آورده شده است. خوشبختانه نسخه الکترونیک کتاب سفرنامه خوزستان به دست من رسید و من هم آنرا اینجا میگذارم تا بخوانید و از مطالبش بهره ببیرید:

http://truthseeker.freeblogit.com/files/2009/09/khouz_rezashah.pdf

خواندن این کتابرا به شدت توصیه میکنم چون به جز آشنا کردن شما با شرایط آن روزگار ایران به خوبی نشان میدهد مطالبی که در مورد انگلیسی بودن رضا شاه گفته میشود و اینکه انگلیسیها در آوردن رضا شاه دست داشتند یاوه سرایی بیش نیست. با خواندن این کتاب در میابید که رضا شاه در  زمان نخست وزيريش به شدت با دولت انگلستان درگیر شد و روابط بسیار دشمنانه ای از انگلیسی ها نسبت به رضا شاه صورت میپذیرفت و انگلیسی هابه شدت سعی میکردند جلوی سرکوب خزعل را به دست رضا شاه بگیرند و مقدمات تجزیه خوزستان را فراهم آوردند. در این کتاب بیشتر مکاتبات بین دولت های انگلیس و ایران و شرح ملاقات های مهم رضا شاه  با سفیر و کنسول های انگلیس آورده شده که بسیار جالب توجه هستند.

چه باید کرد با این اخلاق و فسادی که در اعماق قلب مردم ریشه دوانیده؟ سخن رضا شاه در کتاب سفرنامه مازندران.

جلد کتاب سفرنامه مازندران نوشته رضا شاه پهلوی

جلد کتاب سفرنامه مازندران نوشته رضا شاه پهلوی

طبق وعده قبلی، قسمت دیگری از کتاب سفرنامه مازندران اثر رضا شاه پهلوی را در اینجا میگذارم.

مطالب زیر از صفحات 39 و 40 کتاب سفرنامه مازندران چاپ مرکز پژوهش و نشر فرهنگ سیاسی دوران پهلوی در سال 1355 است:

از بدو جوانی به بیشتر از چهار ساعت خواب عادت نکرده ام. اگر حواسم مشغول نباشد و بتوانم چهار ساعت بخوابم، این چهار ساعت، خواب طبیعی من است، و به کلی رفع خستگی مرا مینماید. اما این اوقات بیش از سه ساعت خواب ندارم، و در ورود به استراحتگاه، باز غالبا قریب به نیم ساعت یا سه ربع در فکر هستم.

به وضعیت این مملکت، از سر تا ته که نگاه میکنم، به جزئی و کلی اصلاحاتی که در هر رشته و هر شعبه باید به عمل آید، و همین طور به مسئولیت خود در مقابل اینهمه خرابی که توجه می کنم، حقیقتا گاهی مرا رنجور مینماید.

هیچ چیز در این مملکت درست نیست. همه چیز باید درست شود. قرنها این مملکت را چه از حیث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنویات و مادیات خراب کرده اند. من مسئولیت یک اصلاح مهمی را، بر روی یک تل خرابه و ویرانه برعهده گرفته ام. این کارشوخی نیست و سر من در حین تنهائی، گاهی در اثر فشار فکر در حال ترکیدن است.

مگر خرابی یکی، دو، ده و هزار است که بتوان یک حد و سدی برای آن قائل شد. آیا کسی باور خواهد کرد طرز لباس پوشیدن را هم من باید به اغلب یاد بدهم؟

هنوز در ایام سلام، که روز رسمی و دارای پروگرام معینی است، اشخاصی را میبینم که انصافا از حیث لباس، استحقاق عبور در هیچ خیابان و پس کوچه را ندارند.

اغلب از وکلای مجلس شورا و وزرا، که طبعا برگزیدگان جامعه هستند، هنوز لباس پوشیدن را بلد نیستند، و من در حین انعقاد سلام و رسمیت جلسه باید حوصله به خرج داده، و معایب اندام آنها را به آنها گوشزد کنم.

چند روز قبل در تهران، که برای سرکشی انبار غله و تامین آذوقه شهر رفته بودم، شخصی را دیدم که با لباس خواب و زیر شلواری و پای لخت روی سکوی عمارت خود نشسته، و به سیگار کشیدن مشغول است، و زن و مردی را که از پهلوی او عبور می کنند، با نهایت لاقیدی می نگرد، و ابدا خیال نمی کند که احترام جامعه، مخصوصا زنها، برای هر فردی لازم است. مجبور شدم که از اتوموبیل پیاده شده و با دست خود این عنصر بی ادب و غیر محترم را تنبیه نمایم.

اکثریت مردم هنوز میل ندارند که درب عمارت خود را جارو کرده، دو قدم از زباله های منزل خود دورتر بنشینند.

صرف نظر از ادوار انحطاط و غلبه های عرب و مغول و غیره، یکصد و پنجاه سال است که عده ای از افراد مملکت در سرحد اعلای فساد اخلاق نشو و نما کرده، و به آن انس و خو گرفته اند. در بحبوحه این مذلت است، که من باید رقابت بین المللی را راجع به امور سیاسی و اقتصادی مملکت خود فکر کنم. حقیقتا گاهی این افکار گوناگون برای خود من هم خنده آور می شود.

همه چیز را می شود اصلاح کرد. هر زمینی را می شود اصلاح نمود. هر کارخانه ای را می توان ایجاد کرد. هر موسسه ای را می توان به کار انداخت. اما چه باید کرد با این اخلاق و فسادی که در اعماق قلب مردم ریشه دوانیده، و نسلا بعد نسل برای آنها طبیعت ثانوی شده است؟ سالیان دراز و سنوات متمادی است که روی نعش این مملکت تاخت و تاز کرده اند. تمام سلول های حیاتی آنرا غبار کرده، به هوا پراکنده اند و حالا، من گرفتار آن ذاتی هستم که اگر بتوانم، باید آنها را از هوا گرفته و به ترکیب مجدد آنها بذل جهد نمایم.

اینهاست آن افکاری که تمام ایام تنهایی مرا به خود مشغول، و یک ساعت از ساعات خواب مرا هم اشغال کرده است.

خلبان زن نيروی هوايی آمريكا كه هواپيمای تيرخورده و بدون كنترل خود را از بغداد تا جنوب عراق به سلامت برد و به زمين نشاند.

 

كيم كمپبل خلبان هواپيماي نظامي آ-10 نيروي هوايي آمريكا در حال تماشاي هواپيماي زخمي خود

كيم كمپبل خلبان هواپيماي نظامي آ-10 نيروي هوايي آمريكا در حال تماشاي هواپيماي زخمي خود

 

سرگرد كيم كمپل (متولد 1975) خلبان زن هواپيما آ-10 نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا است كه در يكي از ماموريت هاي خود در سال 2003 در جنگ عراق هواپيماي خود را كه از چندين ناحيه مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود بدون استفاده از سيستم كنترل هيدروليك هواپيما از بغداد تا پايگاه خود در جنوب عراق هدايت كرد و سالم به زمين نشاند.

اين حادثه در تاريخ 7 آوريل 2003 اتفاق افتاد. وي در آن زمان سوان بود. ماجرا را خودش به شرح زير تعريف ميكند:

“ما ماموريت خود را كه پشتيباني از نيروهاي خودي روي زمين بود به خوبي انجام داديم و هنگامي كه ميخواستيم به پايگاه برگرديم، احساس كردم كه هواپيما من مورد اصابت قرار گرفت و تمام سيستم هيدروليك هوا از كار افتاد و هواپيما به سمت پايين حركت كرد و در حال سقوط بود كه اصلا حس خوبي نيست مخصوصا اگر بالاي بغداد باشيد. تمام روشهاي ممكن براي كنترل هواپيما را امتحان كردم ولي هيچكدام جواب نميداد و هواپيما به سقوط كردن ادامه ميداد. در نهايت هواپيما را در حالت كنترل دستي قرار دادم و پرواز را بدون استفاده از سيستم هيدروليك ادامه دادم. هواپيما شروع كرد به ارتفاع گرفتن و از سقوط كردن نجات پيدا كردم. بسيار احساس خوبي بود چون من اصلا قصد نداشتم كه بالاي بغداد با چتر نجات از هواپيما بيرون بپرم!”

او با كمي كمك گرفتن از طريق ارتباط راديويي با فرمانده خود، سرهنگ دوم ترنر توانست هواپيما را در حالت كنترل دستي تا پايگاه در جنوب عراق ببرد و به سلامت بنشاند.

كمپبل در مورد نشاندن هواپيماي زخمي عنوان كرده: “وقتي تمام كنترل هاي هيدروليك را از دست داده ايد به اين معني است كه شما ترمز و فرمان در اختيار نداريد!”

بعد از نشستن هواپيما توسط كارشناسان پرواز بررسي  و مشخص گرديد كه كل سيستم هيدروليك و يك موتور هواپيما و ترمز ها و تثبيت كننده افقي هواپيما به طور كامل از كار افتاده بودند و تعداد زيادي حفره روي بدنه هواپيما بر اثر اصابت گلوله ايجاد شده بود

او به خاطر عملكرد خوبش در اين ماموريت نشان افتخار از ارتش دريافت كرد.

ارتشبد ريچارد ميرز، رييس وقت ستاد مشترك ارتش آمريكا در مورد او گفته است كه كمپبل يكي از معدود خلبانهايي است كه توانسته هواپيمای آ-10 را در حالت كنترل دستي به زمين بنشاند.

پيدا شدن صدها ترانه موسوی با استدلال منطقی از صحبت های معاون سازمان ثبت احوال و رسوایی حكومت جمهوری اسلامی

ترانه موسوی

ترانه موسوی

حتما چندی پيش خبر دستگيری دختری به نام ترانه موسوی را در تظاهرات اطراف مسجد قبا و تجاوز به وي و سپس قتل وی توسط بسيجيان را شنيده اید

در ضمن خبر اينكه برنامه 20:30 تلويزيون جمهوري اسلامي گقته است اين خبر صحت ندارد و اينكه گفته است تنها 3 ترانه موسوي در ليست ثبت احوال وجود دارد را كه يكي 2 ساله است و 2 تاي ديگر خارج از كشور هستند را شنيده ايد.

در پي اينكه سايتهاي مختلف اينترنتي اقدام به معرفي ترانه موسوي هاي ديگر كردند حكومت سعي كرد هر گونه آثاري را از هرگونه ترانه موسوي پاك كند.

در يك اقدام مذبوحانه سايت كتاب اول متعلق به شهرداري تهران اسم ترانه موسوي را كه مديريك آموزشگاه كامپيوتر در گرگان هست از سايت خود پاك كرد، اين هم لينكش:

http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=457093

;) خودتان زنگ بزنيد ببينيد مدير آموزشگاه اسمش چيست

بعد هم خبرگزاري حكومتي مهر اسم ترانه موسوي نوازنده ابوا (يك نوع ساز بادي) را از يكي از صفحات اخبارش حذف كرد. اين هم لينكش:

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=912679

خودتان مقايسه كنيد با اين دو لينك از روزنامه آفرينش و ايسكا نيوز كه تنها فرقشان اينست كه در اين دو لينك اخير اسم ترانه موسوي هم هست!

http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=305696

http://www.afarineshdaily.ir/AFARINESH/News.aspx?NID=38694

تا اينجاشو شايد خيلي ها ميدانستند ولي اينكه روزنامه ايران ارگان رسمي دولت  هم بخواهد در رسوا سازي حكومت كمك كند را نميدانستيد. روزنامه ايران در صفحه 4 تاريخ 14 شهريور 1388 مطلبي را با عنوان “محمدي رايج ترين نام خانوادگي ايراني” چاپ كرد و در آن به نقل از يك مقام رسمي سازمان ثبت احوال نوشت موسوي از لحاظ تعداد چهارمين نام خانوادگي در ايران است. اين يعني اينكه ده ها هزار نفر در ايران با نام خانوادگي موسوي هستند و با توجه به اينكه ترانه از اسامي بسيار رايج دختران هستند با يك استدلال ساده و استفاده از قوانين احتمالات به اين نتيجه ميرسيم كه صدها ترانه موسوي در ايران وجود دارد.

مطلب بالا در سايت روزنامه ايران موجود است ولي با توجه به سابقه حكومت سانسورچي كه ممكن است با برملا شدن قضيه، سابقه مطلب را از سايت پاك كنند مثل سايت كتاب اول و خبرگزاري مهر، من فايل پي دي اف مربوط به آن صفحه روزنامه ايران را در اين وبلاگ گذاشتم تا ديگر امكان حاشا براي حكومت سانسور چي و دروغگو نماند. اين هم لينكش:

http://truthseeker.freeblogit.com/files/2009/09/Iran_4304_4.pdf

چه لذتی بالاتر از این که اصول تملق و چاپلوسی در یک جامعه ای بمیرد. سخن رضا شاه در کتاب سفرنامه مازندران

جلد کتاب سفرنامه مازندران نوشته رضا شاه پهلوی

جلد کتاب سفرنامه مازندران نوشته رضا شاه پهلوی

رضا شاه پهلوی در طول عمر خود دو کتاب به نامهای سفرنامه مازندران و سفرنامه خوزستان نوشته است. البته این دو کتاب را رضا شاه برای فرج الله بهرامی (دبیر اعظم) میخوانده و بهرامی مطالب را مینوشته و ثبت میکرده است. قصد دارم تکه هایی از کتاب سفرنامه مازندران را هر از چند گاهی در وبلاگم بنویسم. مطمئنم که خوانندگان از این مطالب بسیار خواهند آموخت.

مطالب زیر از صفحه 63 کتاب سفرنامه مازندران چاپ مرکز پژوهش و نشر فرهنگ سیاسی دوران پهلوی در سال 1355 است:

تمام لذت من اینست که تمام طبقات مملکت، در مقابل قانون صورت  تساوی به خود گرفته، و امتیاز مردم بر یکدیگر از راه تقوی و فضیلت باشد، نه این امتیازات مسخره آمیزی که تا به امروز، مخصوصا در این یکصد و پنجاه سال اخیر، چهره ایران و ایرانیان را سیاه و مکدر ساخته است.

چه لذتی بالاتر از این که اصول مداهنه و تزویر یعنی تملق و چاپلوسی در یک جامعه بمیرد، و جای خود را بدهد به صراحت لحجه و تقوی و فضیلت و صفای قلب؟

برای یک پادشاه دلسوز هیچ سرور و نشاطی بالاتر از آن نیست که درباریان و عموم اعضای دولت را با صفای قلب و خلوص عقیده ببیند، تا با مداهنه و تزویر و دروغ و تملق و چاپلوسی.

چیز غریب این است که در ظرف این چند سال اخیر، هر قدر بیشتر من این موضوع را متذکر میشوم و توجه میدهم، کمتر به نتیجه میرسم. فراموش نمیکنم که تا به حال در جلسات عمومی متجاوز از پنج مرتبه این موضوع را تاکید کرده ام. معهذا شارلاتانها و دروغگویان را، که تا اعماق قلب آنها واقفم، میبینم که مکر و خدعه ذاتی خود را در تلو لباس تملق و چاپلوسی فراموش نکرده و درس خود را همانطور پس میدهند که در ظرف یکصد و پنجاه سال به آنها آموخته اند.

مداهنه و سالوس و قبول تملق برای سلاطینی سزاست که دائره اقتدار آنها محدود به خلوتهای دربار، و تراوشات وجود آنها در یک دایره محدودی دور بزند. ولی آنهایی که شعاع فکری آنها به هیچ افقی محدود نیست، احتیاج به تملق و چاپلوسی ندارند. من هیچ وقت صفت خودستایی ندارم، ولی یقین دارم، که اگر هر نویسنده و هر گوینده ای، زحمات مرا در اصلاح این مملکت در نظر بگیرد، و همان خدماتی را که به عرصه ظهور آورده ام، عینا همان را وصف نماید، دیگر مجال و فرصتی برای متملقین باقی نخواهد ماند که حقیقت را کنار گذارده و راه مداهنه و مجامله را بپیمایند.

ماجرای حمام رفتن کلوتيد ريس در بند 209 زندان اوين

یکی از دوستان مطلع من مطلبی را راجع به کلوتید ریس (خانم فرانسوی که در جریان نا آرامی های انتخابات توسط حکومت دستگیر شد) برایم تعریف کرد که جالب دیدم اینجا بنویسم تا خوانندگان این وبلاگ هم این ماجرای جالب را بشنوند

خانم ریس در بند 209 زندان اوین و در قسمت زنانه زندانی بود و همانطوریکه میدانید زنان زندانی حتی زمانیکه در راهروی زندان هستند باید چادر زندان به سرشان باشد زیرا مامورین وزارت اطلاعات که مرد هستند با دوربین مدار بسته دایما در حال تماشای راهرو هستند

یک روزی که خانم ریس به حمام رفته بود. در هنگام بازگشت به بند خود که باید از راهرو رد میشد به جای چادر حوله حمام را دور سینه خود بسته بود و موهای خودش هم خیلی قشنگ و مرتب رو به بالا داده بود و به سمت بند خودش میرفت.  نگهبانان زن که او را با این وضع دیدند از شدت تعجب داشتند سکته میکردند و فوری سه چهار تا فاطی کوماندو ریختند سر کلوتید و یک چادر سرش کردند. اون بدبخت هم که متعجب شده بود میگفت که چیه مگه اینجا که مرد نیست!!! این موضوع باعث خنده و تفریح سایر زندانیان شده بود و موجبات فراهم آمدن اندکی شادی را در بند مخوف 209 اوین میسر کرد.  

تخريب عمدی آثار باستانی قبل از اسلام توسط حکومت جمهوری اسلامی

تابلوی ميراث فرهنگی کاخ ساسانی هرسين

تابلوی ميراث فرهنگی کاخ ساسانی هرسين

چند سال پیش که برای دیدن آثار باستانی رفته بودم کرمانشاه، به شهر کهن هرسین هم رفتم تا باقیمانده های کاخ ساسانی و ساعت آبی معروف هرسین را ببینم. بعد از رسیدن به شهر هرسین از مردم محلی پرس و جو کردم تا به محل کاخ ساسانی و ساعت آبی1500 ساله یا شاید هم قدیمی تر رسیدم.

البته چیزی که از ساعت آبی باقیمانده بود فقط یک صفحه ثابت بود که فاقد دیسک گردان بود و حوضی که ساعت آبی در آن بود با کمال تعجب سیمانی بود!

ساعت آبی ساسانی هرسين کرمانشاه

ساعت آبی ساسانی هرسين کرمانشاه

از چند تا پیرمرد محلی پرسیدم که جریان چیست و آیا اینجا تازگیها تغییر کرده یا از اول همینطور بوده ؟ با نهایت تعجب شنیدم که این ساعت قبل از انقلاب دیسک گردان داشته و در یک حوض سنگی قرار داشته ولی بلافاصله بعد از انقلاب اسلامی، آخوندی به همراه چندین پاسدار آمده اینجا و گفته که اینها مظاهر طاقوت است و دیسک روی ساعت را کنده اند! همچنین حوض سنگی را خراب کرده و یک حوض سیمانی ساخته اند و پایه ساعت را داخلش گذاشته اند.

دروازه کاخ ساسانی هرسين

دروازه کاخ ساسانی هرسين

عکس بالا را هم که میبینید دروازه کاخ ساسانی است که به دستور همان ملا به علت طاقوتی بودن با جرثقیل به زمین انداخته شده و داخلش خاک ریخته اند تا از آن به عنوان گلدان استفاده کنند.

پروژه جمع كردن عكس خامنه ای از بيلبورد های شهر تهران نتيجه داد

kordestan-hemmat-2

دوستان عزيزی كه اين وبلاگ را ميخوانند حتما ديدند كه در پست تاريخ 24 آگوست مطالبی را در زمينه رنگ سبز پاشيدن به عكس خامنه ای در خروجی همت اتوبان كردستان نوشته بودم. نتيجه اين بود كه شهرداری هر دو، سه روز يكبار مجبور ميشد عكس خامنه ای را پايين بياورد و يك عكس جديد كه فاقد رنگ سبز روی سرش باشد، روی بيلبورد بگذارد.

با توجه به اينكه عكس بسيار بزرگ بود و اين عمليات تعويض عكس بسيار مشكل مينمود امروز مشاهده كردم كه شهرداری عاقبت از رو رفت و عكس خامنه ای را كه چندین سال بود در آن مكان بود با يك تابلوی ديگر به طور كلي جايگزين كرد. ظاهرا پروژه آن بابايی كه رنگ سبز ميپاشيد نتيجه داد و عكس آقا به طور كلی معدوم شد.

يك نكته جالب هم بگم. چند روز پيش كه سوار تاكسی بودم و از جلوی همين تابلو رد ميشدم، اين ماجرا را برای راننده تاكسی تعريف كردم و او هم با تاييد  مطلب گفت كه او هم يك شب ساعت سه نصفه شب آمده اينجا و يك گوجه فرنگی له شده را به كله آقا زده است. كلی خنديدم. مثل اينكه اين عكس آقا سيبل تيراندازی مردم بوده و ملت كلی بهش حال دادند.

اگر عكس راحكومت برنميداشت، احتمالا مجبور ميشدند كه چند نفر محافظ مسلح برای عكس آقا بگذارند تا جلوي پرتاب رنگ سبز و گوجه فرنگی و … را بگيرند. حيف شد عكس را برداشتند وگرنه با ديدن محافظان عكس آقا كلی ميخنديديم.

:)

خدا بزرگ نیست

God_is_not_great

خدا بزرگ نيست، چگونه دین همه چيز را مسموم ميكند نام كتابی ضد دين است كه توسط کریستوفر هیچنز نوشته شده است.

هيچنز در اين كتاب بیان میكند كه دين خشن، غیر عقلانی، متعصب و همچنين ياور نژاد پرستی، قبیله گرایی و حماقت و بلاهت و دشمن آزادی عقاید و تحقیر كننده زنان و زورگو نسبت به كودكان است. او مطالب خود را با استفاده از برخی تجارب شخصی، مطالب تاریخی و انتقاداتی به متون و كتاب های دينی اثبات میكند. بيشتر مطالب او در مورد ادیان ابراهیمی است ولی مواردی را هم نسبت به هندوییسم و دین بودا نوشته است. نكته جالب توجه این است كه وی هيچ انتقادی نسبت به دين زرتشت در كتابش نياورده است. هيچنز قبل از نگارش این كتاب از ایران بازدید كرده بود و مدتی نیز در شهر اصفهان بود

خواندن اين كتاب را به تمام كسانی كه ميخواهند بدانند چرا جمهوری اسلامی كشور را اينچنين به كثافت كشيده است، توصيه ميكنم

نسخه الكترونيكی كتاب را ميتوانيد از اينجا بخريد

http://www.ereader.com/ebooks/b45837/God-is-Not-Great/Christopher-Hitchens/?si=59

اگر به كارت اعتباری دسترسی داريد كتاب رااز لينك بالا يا ساير فروشگاه های آنلاين بخريد ولی اگر در ايران هستيد ميتوانيد از لينك زير هم كتاب را به رايگان دانلود كنيد. فقط لطفا اگر در ايران هستيد اينكار را بكنبد و دوستان خارج از كشور كپی رايت را رعايت كرده و كتاب را بخرند. دزدی اصلا كار خوبی نيست.

:P
http://truthseeker.freeblogit.com/files/2009/08/Christopher_Hitchens_-_God_is_not_Great.pdf